تبليغاتX
Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-strict.dtd"> وبلاگ رسمی عبدالرضا ناصری

وبلاگ رسمی عبدالرضا ناصری

ورزشی/اجتماعی/سیاسی/فرهنگی/اقتصادی

سكوت  مي كنم، بايد سكوت كنم ، سكوت كردن اجباره ............................

نوشته شده در یکشنبه 29 آذر1388ساعت 5:36 بعد از ظهر توسط ع/ن| |

تو به من قول دادي اما.....

 

 

سلام، اين سلام فرق مي كنه آخه فكر كنم بوي خدا حافظي مي ده و شايد آخرين سلا ممون باشه مگه قرارنشد به خيلي چيزا فكر نكنيم به اين كه چرا تيمم ملي به جام جهاني نرفت، به اين كه چرا هر روز بايد از سهميه بنزين كم بشه ،به اين كه چرا 16آذر امسال با همه 16آذر ها فرق مي كرد عزيزم لطفا به اين فكر كن كه تو به من قول دادي ،نه براي من فقط براي خودت آخه ممكنه نه اصلا مطمئن هستم كه برات سخته كه من رو فراموش كني يعني امكان پذير نيست يادته تو هواي برفي وقتي با چكمه هات برف ها رو زير پاهات آب مي كردي ،يادته وقتي تابسون ها زير سايه چنار روبروي امام زاده فقط من و تو بوديم مگه بهت نگفتم به خيلي چيزا فكر نكنن مگه نگفتم ضربان قلب من با ضربان قلب تو مي زنه يادت رفت به همين زودي فراموش كردي يادت رفت كه تو به من قول دادي اما....

نوشته شده در چهارشنبه 18 آذر1388ساعت 5:47 بعد از ظهر توسط ع/ن| |
نوشته شده در دوشنبه 2 آذر1388ساعت 5:55 بعد از ظهر توسط ع/ن| |

تصورکن اگه حتی تصورکردنش سخته

Imagine it ,even thougt,it is hard to do so.

جهانی که هرانسانی تواون خوشبخته خوشبخته

A world in which every man is very lucky.

جهانی که تواون پول ونژادوقدرت ارزش نیست

A world in which money,race and power are not considered as position.

جواب هم صدایی هاپلیس ضدشورش نیست

The reply to homophonies is not riot police.

نه بمب هسته ای داره نه بمب افکن نه خمپاره

Noither it has under bomb nor bomber ,nor motar.

دیگه هیچ بچه ای پاشُ روی مین جانمیذاره

No child whould leave his foot on the landmine any more.

همه آزاده آزادند همه بی درد بی دردند

All over free and without pain.

تو روزنامه نمی خونی نهنگهاخودکشی کردند

You wont read,whales suicide in the newspaper.

****

جهانی راتصورکن بدون نفرت وباروت

Imagine a world without digust and gun powder.

بدون ظلم خود کامه بدون وحشت وتابوت

Without opinionated cruelty , without panic and coffin.

تصورکن اگه حتی تصورکردنش جَُرمه

Imagine it ,even though,it is crime.

اگه با بردن اسمش گلوپرمی شه ازسَُرمه

Even if your throot is filled with collyrium by calling its name.

تصورکن جهانی راکه توش زندان یک افسانَست

Imagine aworld in which prison is a legend.

تمام جنگهای دنیا شدند مشمول آتش بست

All of the wars of this world has lead to armistice.

کسی آقای عالم نیست برابرباهم اند مردم

No body is the master,people are of the same position.

دیگه سهم هرانسانه تَن هردونه گندم

Every secd of wheat is a share for every man.

بدون مرزو محدوده،وطن یعنی همه دنیا

With no border and domination,fatherland means the whole world.

تصورکن تو می تونی بشی تعبیراین رویا....

Imagine that you can be the ful fillment of this dream...

به امید این دنیا.....

I hope th

 

 

نوشته شده در سه شنبه 19 آبان1388ساعت 4:39 بعد از ظهر توسط ع/ن| |

نمي شه با تو سر كنم ، نمي شه از تو بگذرم

 

 

ا/ آمار ها مي گن كه بالغ بر 12 ميليون دختر بالاي 20 سال وجود داره و باز هم آمار ها مي گن بالغ بر دو ميليون از اونا بالاي 30 سال سن دارن و انگار اونا هنوز  هم تو آرزو هاشون دنبال يه نفر با اسب سفيد هستن تا بتازه و بياد برا به دست آور دنشون جلو اونا رقص اسپانياي بره و زير پاشون فرش قرمز پهن كنه !!!

 

2/خودشون مي گن ما شصت و سه درصد ار آرا رو داشتم و با اختلاف 12 ميليوني برنده انتخابات شديم يعني از هر 20 راي دهنده 11 نفر به  نفع آنها راي داده اند آخه اونا قرار بود كه بر جهان حكومت كنن نه اين كه به حرمت روحانيت توهين كنن نه فرزند ارشد شهيد بهشتي رو هو كنن نه همسر باكري و همت رو زير سئوال ببرن نه همه رو دزد و خيانت كار و خسو خاشاك بدونن ولي....

 

3/ يادش بخير تو دانشگاه استادي داشتيم كه عاشق تاريخ ايران بود البته بنده خدا استاد تنظيم خانواده بود ولي هميشه بالغ بر نيم ساعت از كلاسش رو صرف مسائل تاريخي مي كرد البته نمي دونم  بنده خدا كجا تشريف دارن و اميد وارم كه نشنيده باشن كه قراره اسم پادشاهان گذشته رو از كتب  درسي حذف كنن و اگر اين طور باشه بنده خدا استاد ما هم بايد بره  منتظر اين باشه كه به زودي درس تنظيم رو هم از دروس دانشگاه حذف كنن و اون وقت....

 

4/خوشا شيرازو ....... سلام كاكو ....... آخه چرا عرب ها نبايد ادعا كنن كه خليج فارس خليج عربي هست وقتي كه ما ايراني ها داريم از هم دزدي فرهنگي مي كنيم همينه ديگه وقتي اصفهاني ها بگن حافظ متولد اصفهان بوده چه توقعي از عربها داريم نه كاكو.....

 

5/ خيانت بده خيلي بد تو همه چيز رفاقت،كار و... اما خدا نكنه خيانت در عشق باشه البته نه اين عشقاي خيابوني بلكه عشق پاك اما به نظرتون تو عشق پاك خيانت رخ مي ده..........

 

6/دوس دختره من نازه چشاش مسه الماسه دوس دختره..........دختر خانوم 68تي........ ناز مكن ، اي سنم اشوه مكن اي سنم.....ساسي مانكن، شجريان نسل جديد، جاي تعجب نداره ، وقتي صدا وسيماي ما حتي در ماه رمضان از پخش ربناي استاد شجريان خود داري مي كنه پس چرا نبايد ساس مانكن نشه شجريان نسل جديد ما...

 

7/بهتر ارآن است كه حقيقت گوييم

درد را بايد ديد

چه بسا چاره و انديشه كنيم

بايد از اول گفت كه چه بوديم و چه هستيم كنون

اين چند بيت رو از كتاب تاريخ خاوران نوشته امين الله نصر الهي اينجا نوشتم به اين دليل كه نبايد اصالت خودمون رو از دست بديم نبايد فرار كنيم از اوني كه هستيم لطفا برگرد به اوني كه بودي و اصالتت رو زنده كن لطفا

 

8/ كوچه هاي بن بست رو برا هيچ كس آرزو نكن حد اقل كوچه هاي بن بست كاه گلي رو براش بخواه كه بتونه اون رو تخريب كنه  و رو به جلو حركت كنه

 

9/دو خواهر و راز خيانت يا عاشقي ، دو خواهر يا گرفتن 300 ميليون پول برا گلزار ، دو خواهر يا ممنوع التصوير شدن گلزار، دو خواهر يا راه و روش هاي كلاه برداري جديد ، دو خواهر يا سركش شدن زنهاي بيوه ، دو خواهر يا تجربه ازدواج نا موفق ، دو خواهر يا عشق هاي پاك.....

 

10/پناهم بده من گناه كارم ،پناهم بده من دنبال يه روشنايي هستم ، پناهم بده من مي خوام به خود شناسي برسم ، پناهم بده من دور شدم از اوني كه بايد باشم........

 

نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 5:30 بعد از ظهر توسط ع/ن| |

مادر درماني

چرا نمي ياي ، مگه من رو نمي خواي؟؟؟؟؟

 

 

سكوت كن ،لطفا سكوت كن حالا گوش كن مي شنوي اين دعاهاي شبانه مادرت هست براي توُ او مي خواهد كه فرزندانش هميشه سرافراز باشند درست است كه تو بزرگ شده اي و نيازي نيست كه مادرت شب تا صبح بر بالاي گهوار باشد ولي او هنوز هم بر طبق عادت شبها بلند مي شود و تو هر چقدر هم بزرگ شده باشي برايش يك نوزادي او برايت دعا مي كند مي بيني مسير زندگي و سختي هايش چطور جلوت كم مي آورند و جاده رسيدن به اهدافت هموار مي شود فقط به خاطر دعاي مادرت هست تو بايد عاشق باشي عاشق مادري كه جوانيش را پاي فرزندانش گذاشته مادري كه حالا تو اميد او هستي مادري كه فقط آينده روشن تو رو مي خواهد تو هم تلاش كن بايد افتخارش باشي مهم نيست دكتر يا مهندس باشي مهم اين است كه در كارت موفق باشي هميشه با غرور بگو عاشقت هستم هميشه بگو پشت پا مي زنم به همه چيز به خاطر تو زود باش بگو كه خود خدا مي دونه كه من تو رو چقدر دوست دارم عجله كن و قدر مادرت را بدون يادت نرود او يك فرشته هست و باز هم فراموش نكن بد ترين درد ها با مادر درماني حل مي شود ..............................

نوشته شده در چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت 1:25 بعد از ظهر توسط ع/ن| |

يك حراج واقعي

بازي در نيار،دلم رو پس نيار

 

 

مرگ ،زندگي ،آرامش ،خسته گي ،تنهايي ، بهونه ،فرار ،غرور ، شيوا، شيدا ،شيرين ترين خنده ، تلخ ترين خنده ،شيرين ترين گريه ، تلخ ترين گريه ، افكار درهم، من ، تو ، فرار، دلتنگي ، دنيا ، بي تو بودن ، خجالت ، آبرو،غرور ،تهمت ، عشق ، حس ، پاك بودن ، روئيا، دلتنگي، اشك ، هديه ، سرخوردگي ، موفقيت ، خواستن ، ديدن ، نديدن ، گذشتن ، اغراق ، تلاش، اميد ، خراب بودن ، باور ، جرم ، صدا ، دوست داشتن ، اصلا بزار بگن هر چي مي خوان بگن فقط به من بگو دنيا چه رنگي يه؟؟؟ زود باش عجله دارم دارم مي رم مي خوام خودم رو برسونم به اونجايي كه همه بايد بريم خسته گي داره كلافم مي كنه راستي چرا نگفتي كه مي خوايي بري و من رو تنها بزاري چرا نگفتي كه همه چيز رو برا خودت مي خوايي حتيدنبال يه سنگ صبور هم نيستي اصلا دل من برا تو و اسه سنگ صبوريت ديگه چي مي خوايي چشم به راهي بده زود تصميمت رو عوض كن برگرد بسه به خدا بسه تنهايي آدم رو خورد مي كنه حالا هر چقدر تو قوي باشي من دلم برا تو مي سوزه خوب مي دوني من همه جا و هميشه به فكر تو بودم  مي دونم مي دوني خيلي خوب هم مي دوني دارم كلافه مي شم برگرد خيلي زود لطفا برگرد خيلي زود تو كه خوب مي دوني ......

 

 

نوشته شده در یکشنبه 18 مرداد1388ساعت 4:50 بعد از ظهر توسط ع/ن| |
نتایج ‌جالب‌ یک‌ تحقیق‌ درباره‌ چشم‌چرانی
هرمرد یک سال از عمرش را صرف‌نگاه‌به زنان‌می‌کند!
سوپرماركت مهمترين نقطه تبادل اين نگاههاست و بعد از آن مشروب فروشيها و كلوپهاي شبانه قرار دارند... يك سوم از شركت كنندگان در اين تحقيق با همسر خود بر سر اينگونه نگاهها بحث داشته اند و يك نفر از هر 10 نفر كارشان به جدايي از همسرشان كشيده است.
مردها به طور ميانگين روزانه 43 دقيقه را صرف خيره شدن به 10 زن مختلف مي كنند كه اين ميزان برابر با 259 ساعت يا تقريبا 11 روز در سال است كه در فاصله بين 18 تا 50 سالگي بالغ بر 11 ماه و 11 روز مي شود.

به نوشته ديلي تلگراف، محققان دريافته‌اند كه تنها اين نوع مردها نيستند كه جنس مخالف را ستايش مي كنند بلكه زنها نيز روزانه 20 دقيقه را صرف نگاه كردن به 6 مرد مختلف مي كنند. اين ميزان نيز برابر با 6 ماه به طور كلي بين 18 تا 50 سالگي است.

مارك آيرلند سخنگوي مركز كوداك لنز ويژن كه اين نظرسنجي را انجام داده است، گفت: مردها مشهور به نگاه كردن به زنها هستند، اما جالب است بدانيم كه آنها واقعا چه مدت را صرف اين كار مي كنند. به طور كلي يك سال از زندگي مردان صرف قفل كردن چشمهاي آنها بر روي جنس مخالف مي شود.

وي افزود: علاوه بر اين زمان بايد متوجه بود كه مردان اگر بخواهند زني را تحت تأثير قرار دهند حتی حاضر به ول كردن كار خود و توقف فعاليتهاي كاري تا انجام اين كار هستند.

اين نظر سنجي بر روي 3 هزار نفر نشان داد كه سوپرماركت مهمترين نقطه تبادل اين نگاههاست و بعد از آن مشروب فروشيها و كلوپهاي شبانه قرار دارند.

اما در حالي كه اكثريت مردان و زنان از اينكه كسي به آنها نگاه كند، احساس مورد توجه قرار گرفتن مي كنند، اما افراد بيشتر دوست دارند به آن‌ها نگاه نشود. مردها با 19 درصد در برابر زنها با 9 درصد معتقدند از اينكه كسي به آنها خيره شود، احساس خوشحالي مي كنند.

16 درصد دختران از اين كار احساس ناراحتي كرده و 20 درصد نيز مي گويند اين كار آنها را خجالت زده مي كند. بيش از 40 درصد زنان چشم را اولين جذابيتي دانسته‌اند كه در نگاه اول به چشم آنها رسيده است، در حاليكه همين تعداد از مردان معتقدند كه چشم آنها در ابتدا مجذوب وضع كلي بدن زن مي شود.

يك سوم از شركت كنندگان در اين تحقيق با همسر خود بر سر اينگونه نگاهها بحث داشته اند و يك نفر از هر 10 نفر كارشان به جدايي از همسرشان كشيده است.

5 نقطه مهمي كه در آن مردان زنان را زير نظر دارند عبارتند از سوپرماركت، مشروب فروشيها، كلوپهاي شبانه، محل كار و مغازه ها و 5 نقطه مهمي كه در آن زنان مردان را زير نظر دارند عبارتند از: مشروب فروشيها، مغازه ها، وسايل نقليه عمومي، سوپرماركتها و محل كار.
نوشته شده در شنبه 17 مرداد1388ساعت 4:42 قبل از ظهر توسط ع/ن| |

باز هم معجزه اي ديگر

 

 

نمي دونم شايد من اينطوري هستم و فقط در روزهاي سخت و گرفتاري هاي روزگار همه نگاه هام به خدا بر مي گرده نمي دونم شايد من ايمانم ضعيف شده و باز هم نمي دونم شايد من دارم از امتحاناتي كه تو در گاه خداوند پس مي دم مردود مي شم امروز يه اتفاقي برام افتاد كه به صورت يه معجزه ختم به خير شد و بي شك دعاي خير پدر و مادرم من رو از حادثه اي نجات داد كه شايد سرانجامش چيز ديگه اي جز ء آپ كردن وبلاگم بود اين ها همه لطف خداونده اينها همه بزرگي اونه اينها همه براي شناخت بيشتر من از پروردگار يكتا هست اميد كه بتونم اونقدر پهناي نگاهم رووسعت بدم تا به شناخت واقعي از يگانه عالم دست پيدا كنم

نوشته شده در دوشنبه 12 مرداد1388ساعت 2:23 بعد از ظهر توسط ع/ن| |

از فوتبال تا احمدي نژاد

زنده باد مخالف من!!!

 

كافيست تا يكي دو ماه برگردي به عقب زماني كه تب انتخابات بالا بود و انگار همين امروز بود كه همه گروهها در شور انتخاباتي غرق بودند اكثريت  با ايده و عقايدي سبز پا در اين رقابت گذاشتند و در نهايت همه ديديم كه چه شد بي گناهان زيادي دستگير شدند و در بين آنها عده اي نيز شهادت را در راه هدف والايشان انتخاب كردند اما در اين بين اتفاقات عجيب و غريبي هم رخ داد بازي ايران و كره جنوبي را به خاطر بياوريد مچ بند هاي سبزي كه بر روي دست عده اي از بازيكنان(علي كريمي، مهدي مهدوي كيا ،حسين كعبي،جواد نكونام و...)بود اين آغازي شد براي به نابودي كشاندن ستاره هاي فوتبال ايران مهدي مهدوي كيا را وطن فروش ناميدند كه وي در نامه اي سر گشاده جواب آنها را داد حسين كعبي كه قراردادي بي نظير از لحاظ مالي با مس كرمان بسته بود را به آن تيم راه ندادند و او به تيم خصوصي استيل آذين پيوست علي كريمي بعد از چهار هفته بلاتكليفي ، به پرسپوليس راه ندادند و به احتمال فراوان راهي تيم كعبي خواهد شد در اين بين عده اي از هنرمندان هم  به دليل داشتن انديشه سبز ممنوع التصوير شده اند و بي شك سياست سركوب مخالف جاي زنده باد مخالف من را گرفته است اما اين اتفاقات بعد از انتخابات هم ادامه دارد و خود دولت نيز گرفتار اين قضيه شده است بعد از انتخاب رحيم مشايي توسط احمدي نژاد به عنوان معاون اولي نامه رهبري احمدي نژاد را مجبور كرد كه از انتخاب خود منصرف شود و بعد از مخالفت عده اي از وزرا با اين قضيه آنها تاوان اين امر را پس داده و از پست خود اخراج شدند وزراي فرهنگ و ارشاد و اطلاعات قربانيان خشم محمود احمدي نژاد بودند اما اي كاش ما هيچ وقت يادمان نرود كه زنده باد مخالف من ...

نوشته شده در دوشنبه 5 مرداد1388ساعت 1:10 بعد از ظهر توسط ع/ن| |

شگفتا!

 

وقتی بود نمی دیدم

  

وقتی می خواند نمی شنیدم

 

وقتی دیدم که نبود

 

وقتی شنیدم که نخواند

 

چه غم انگیز است وقتی

 

چشمه ای سرد و زلال در برابرت می جوشد

 

می نالد

 

و تو تشنه ی آتش باشی و نه آب

 

و وقتی چشمه خشکید و از آسمان آتش بارید

 

و از زمین آتش روئید

 

تو تشنه ی آب گردی و نه آتش

 

و بعد عمری گداختن

 

از غم نبودن کسی که

 

تا بود از غم نبودن تو می گداخت

 

 

(دکتر علی شریعتی)

نوشته شده در چهارشنبه 31 تیر1388ساعت 10:7 بعد از ظهر توسط ع/ن| |

ناز تمناي نگاهت

وايسو دنيا من مي خوام پياده شم

 

اصلا به ما چه كه اين روزها هر جا كه بروي بحث انتخابات است اصلا به ما چه كه از هر 20نفر11نفر عاشق آقاي احمدي نژدادند!!!!اصلا به ما چه كه تيم ملي به جام جهاني نرفت اصلا به ما چه كه تورم دارد بيداد مي كند اصلا به ما هيچ ربطي ندارد كه مسير زندگي جوان ايراني دارد به كجا كشيده مي شود اصلا ما را به سياست چه كه همه سفرايمان در اروپا را فرا خوانده اند اصلا چرا بايد به اين فكر كنيم كه بيكاري دارد در جامعه بي داد مي كند اصلا به من و تو هيچ ربطي ندارد كه آينده من و تو چه خواهد شد اصلا به پسرها هيچ ربطي ندارد كه توقع دختر ها به افلاك رسيده اصلا به دختر ها هيچ ربطي ندارد كه دغدغه اصلي پسرها يافتن يك خانواده مرفح است  اصلا هيچ اشكالي ندارد كه من به تو بگويم ناز تمناي نگاهت  اصلا چه اشكالي دارد بلند بگويم وايسو دنيا من مي خوام پياده شم

نوشته شده در دوشنبه 15 تیر1388ساعت 12:41 بعد از ظهر توسط ع/ن| |

من ، الي و هزار راه نرفته

 

اين روز ها شهر ها حال و هواي ديگري دارد يك عده بي گناه كشته شدند يك عده بي گناه  بازداشت شدند و يك عده بدون اينكه بدانند براي چه دارند شعار سر مي دهند خود را در دل مردم جا زده اند و به دنبال خراب كاري هستند  در اين بين شايد اندك اميدي داشته باشي كه شايد شايد راي تو، من و ما برگردد شايد مچ بند هاي سبز فوتباليست ها شايد قلم سبز نويسندگان شايد فرياد سبز دانشجو براي زنده كردن حق من و تو دست به كار شود در اين التهاب و سر و صدا رفتن به سينما آن هم در دروز پشت سر هم يك شاهكار است خلاصه اين اتفاق براي ما رخ داد ديدن دو فيلم متفاوت با ساختاري جدا از هم حكايت پر بار شدن سينماي ما است بعد از اخراجي هاي دو كه سونامي سينماي ايران بود البته در پرتو اكران نشدن بعضي از فيلم ها مثل مار مولك سنتوري و...حالا يك فيلم پر محتوا دارد در سينماي ايران جاي خودش را باز مي كند درباره الي فيلمي است كه اين چند مدت جنجالهاي زيادي به خاطر بازي كردن گلشيفته فراهاني به بار آورد و البته شانس آورد كه به نحوي از اين فيلم به عنوان يك وسيله انتجاباتي نيز سود بردند خلاصه اينكه در باره الي دارد فرياد ميزند كه در جامعه ما و بين دختران و پسران جوان چه مي گذرد دارد داد مي زند كه چرا بايد عشق هاي امروزي ما لحظه اي باشد دارد جيغ مي زند كه هي نگوييد مرد ها خيانت كارند هي نگوييد مردها فرا تر از آرمانشان قدم بر مي دارند در باره الي دارد به من و تو دختر و پسر مجرد هشدار مي دهد درباره الي دارد مي گويد تا كي دروغ و فرار از واقعيت هاي زندگي درباره الي مي خواهد بگويد چطور بعد از چند سال يك جوان دختر و پسر نمي توانند با هم به زير يك سقف بروند درباره الي مي خواهد بگويد تفريح خانوادگي بزن بكوب رقص وآواز در زندگي ما جا ي خود را پيدا كرده ولي به چه قيمتي درباره الي مي خواهد بگويد راه هاي شناخت نسل هاي جديد جامعه ما دارند جوانان را فريب مي دهند درباره الي خيلي حرف ها دارد خيلي با درباره الي مي شود رفت ميشود برگشت ميشود رسيد به آرماني كه ما همه مردها متهم به فرار از آن هستيم

نوشته شده در یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 7:14 بعد از ظهر توسط ع/ن| |

انسانم آرزوست

حماسه اي سبز در راه است

 

لحظه شماري كن زود خودت رو آماده كن برا ساختن يه حماسه، واسه اتحاد ،واسه ايران آماده باش تا ايران رو نجات بديم از بد اخلاقي ها از دروغ ها و از انكار گذشته ها ديروز تو ي جمع داشتيم بحث انتخاباتي مي كرديم و  من بودم و طرفدار هاي دروغ و دو رنگي طرفدار هاي فرار از واقعيت بحث دوران اصلاحات وپرچمدار اصلاحات آقاي خاتمي شد از اين كه او 21ميليون راي پشت سرش بود از اينكه او غيرت ايراني رو تو جهان به همه نشون داد از اين كه او اقتصاد ايران رو از نابودي نجات داد و... اما افسوس مي خورم برا كسي كه لقب خودش رو بر روي 21مليون نفر ايراني گذاشت براي من شرم آوراست كه لقبي رو كه شايسته اون آدم هست رو بيان كنم واقعا چه بلاي بر سراونااومده كه فرمانده سپاه در 8 سال رو جزءخيانت كارها مي دونن حالا ما رو كافر مي دونن ما رو خيانت كار مي شمارن ولي محسن رضايي رو چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟ برا نجات ایران از این وضعیت یک یا حسین تا میر حسین زود باش تو هم با انسانیت همراه شو یادمون نره انسانم آرزوست

 

نوشته شده در دوشنبه 18 خرداد1388ساعت 5:34 بعد از ظهر توسط ع/ن| |

فقط به خاطر فردا

درود بر مير اصلاحات

 

 

چشم به هم بزني تموم شده و اون وقته كه تو مي توني به گذشته و تصميم خودت ببالي و يا اين كه خودت رو نفرين كني انگار همين ديروز بود كه آقاي خاتمي تك و تنها داشت با يه موج منفي كه بر عليه او بود و همه چيز در ظاهر به سود آقاي ناطق بود مي جنگيد با اين كه اون وقتها ما حق راي دادن را نداشتيم ولي  يه فعال انتخاباتي بوديم و با اين كه اطلاعات درستي از اصلاحات نداشتيم اما خود جوش حامي آقاي خاتمي بوديم آخه شعار اون زمان خاتمي ساختن ايران براي نسل سومي هاي همچون من و تو بودخلاصه دور دوم انتخابات نيز با جون و دل براي فرمانده اصلاحات جنگيديم باز هم در فضايي نا برابر اما حالا چي حالا كه مير اصلاحات باز هم در جنگي نا برابر دارد مي جنگد جايي كه رسانه ملي تمام ارگان هاي دولتي همه نهادها و سازمان هاي وابسطه به دولت فقط براي يك نفر  به قول معروف ايثار مي كنند وظيفه من و تو است كه نبايد فراموش كنيم رسالت دوم خرداد را رسالت يك نسل سومي را رسالت يك آزادي خواه را رسالت يك ايراني را فراموش نكن كارهاي بزرگ در دست مردان بزرگ شكل مي گيرد من و تو بايد تلاش كنيم تا 22خرداد يك دوم خرداد ديگر شود فقط به خاطر نسل هاي بعد و به خاطر فردا درود بر مير اصلاحات مير حسين

نوشته شده در دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 4:39 بعد از ظهر توسط ع/ن| |

زمانی، مسافری از غرب نوشته بود: “زيبايی زنان ايرانی چنان خيره‌کننده است که هوش از سر بيننده می‌ربايد” ولی امروز چه چيز در ايران زيبا به شمار می‌رود؟ زيبا، هر آن چيزی ست که کانال‌های ماهواره‌ای نشان می‌دهند. زيبا، هر آن چيزی ست که در فيلم‌های هاليوود نشان داده می‌شود. امروز زنان ايرانی باور خود را به بی‌همتا بودن خويش از دست داده‌اند.

 

اشپيگل آنلاين (۱۹ آوريل) در گزارشی که تنها به بخشی از زنان جامعه و به ويژه تازه به دوران رسيده‌هايی اختصاص دارد که در يک جامعه بی‌توليد و در يک اقتصاد بيمار، فقط مصرف می‌کنند، و تصويری به شدت نادرست از زنان غربی و زندگی در غرب دارند، زير عنوان کوتاه «جنون زيبايی در ايران» چنين می‌نويسد:

 

جنون زيبايی زير روسری غوغا می‌کند. زنان ايرانی برای برنزه شدن تا مرز بيهوشی زير آفتاب جزغاله می‌شوند و برای لاغر شدن جرعه جرعه سرکه می‌نوشند.

 

«ياسمين تيفنزه» از سالها پيش در ايران زندگی می‌کند و هنوز نمی‌تواند اين همه را درک کند. به يادداشت‌هايی از او از سرزمين هزار و يک عمل بينی توجه کنيد:

 

ممکن است در غرب درباره مانکن‌هايی که به بيماری لاغری و سوء تغذيه دچار هستند، بحث شود. در ايران اما رژيم گرفتن و عمل‌ زيبايی، شيک و مد به شمار می‌رود. امکان ندارد زنان در ايران همديگر را ملاقات کنند و يک برنامه رژيم غذايی رد و بدل نکنند و يا درباره آخرين عمل زيبايی که انجام داده‌اند، حرف نزنند. زيبا بودن در ايران، يکی از وظايف اصلی زنان است.

 

ولی واقعا چه چيز در ايران زيبا به شمار می‌رود؟ زيبا، هر آن چيزيست که کانال‌های ماهواره‌ای نشان می‌دهند. زيبا، هر آن چيزيست که در فيلم‌های هاليوود نشان داده می‌شود. و اين همه در کشوری که زنانش از قرنها پيش به دليل زيبايی طبيعی‌شان زبانزد بوده‌اند. زمانی، مسافری از غرب چنين نوشته بود: «زيبايی زنان ايرانی چنان خيره‌کننده است که هوش از سر بيننده می‌ربايد». امروز اما زنان ايرانی باور خود را به بی‌همتا بودن خويش از دست داده‌اند.

 

زنان ايران به دليل حجاب اجباری نمی‌توانند مانند زنان در کشورهای غربی ببالند. تنها چهره آنها، و بخش کوچکی از موی و پرهيب پيکرشان است که در برابر بيگانه به نمايش در می‌آيد.

 

دختران روپوش مدرسه می‌پوشند و حق ندارند آرايش کنند و حتی به ناخن‌هايشان لاک بزنند، يا موهايشان را رنگ کنند و يا حتی ابروهايشان را بردارند. همه اينها را اما آنها پس از دوران مدرسه جبران می‌کنند و چندان احتياط و حساسيتی هم در اين راه به خرج نمی‌دهند.

 

اگر کسی پولش را نداشته باشد، از روش‌هايی استفاده می‌کند که در آلمان بيمارگونه ارزيابی می‌شوند: مثلا همراه با غذا سرکه‌ای را می‌خورند که خودشان درست کرده‌اند تا چربی با اسيد جايگزين شود. علاوه بر اين در روز چندين ليتر آب می‌نوشند چرا که چربی بايد به اين وسيله از بدنشان خارج شود. به همه اينها يک ورزش شديدا مبالغه‌آميز نيز اضافه می‌شود. البته با موهای کاملا آرايش شده، صورت پودر و کرم ماليده و در فضايی که بوی عطر و ادوکلن گران قيمت آن را پر کرده است.

 

امير، يک مهندس پنجاه ساله از تهران می‌گويد: «فرقی نمی‌کند، در هر ساعتی که به پارک بروم، زنان چنان بی عيب و نقص به نظر می‌رسند که من هميشه از خودم می‌پرسم آخر اينها کی از خواب بلند شده‌اند؟ چنان بوی عطر می‌دهند که من برای دويدن در پارک يک شال با خودم می‌برم، حتی در تابستان. البته آن را دور گردنم نمی‌بندم، بلکه جلوی بينی‌ام می‌گيرم تا مرا از موج عطری که از سوی زنان متصاعد می‌شود، حفظ کند».

 

اگرچه تصور زنان ايرانی از زيبايی با تصوری که مأموران امر به معروف و نهی از منکر از اخلاق دارند، هماهنگی ندارد، ولی حکومت از اين نوع فرهنگ پرورش اندام حمايت می‌کند: در بسياری از پارکها دستگاه‌های پرورش اندام قرار داده شده‌ است و مربی مخصوص زنان وجود دارد که روزی يک ساعت آن هم رايگان به آنها تمرين می‌دهد.

 

اخيرا پارک‌هايی مخصوص زنان ساخته شده‌ تا چشم نامحرم به آنها نيفتد. در اين نوع پارکها زنان می‌توانند بدون حجاب حرکت کنند. نيروهای انتظامی برای اين پارکها زنان انتظامی را به کار می‌گمارد.

 

زنان ثروتمندتر اما پزشکانی را استخدام می‌کنند که برای آنها برنامه غذايی تجويز می‌کند. يک رستوران زنجيره‌ای در ايران از چندی پيش حتی سه وعده منوی غذای رژيمی برای بانوان طبقه بالا ارائه می‌کند. زنانی که از امکانات مالی کمتری برخوردار هستند، خودشان را در پلاستيک‌های مخصوص نگهداری مواد غذايی می‌پيچند و زير آفتاب دراز می‌کشند تا چربی بدنشان آب شود.

 

آن پوست سپيدی که روزی در ايران شيک به شمار می‌رفت، مدتهاست که از مد افتاده است. زنان طبقات مختلف در يک مسابقه بی‌پايان تلاش می‌کنند به مؤثرترين شکل ممکن خودشان را برنزه کنند و برای اين کار هيچ حد و مرزی نمی‌شناسند. مثلا يکی از موادی که می‌توان پوست خود را با آن برنزه کرد، مايه‌ای است که از ترکيب حنا و ماست به دست می‌آيد. در سال گذشته، مخلوط روغن زيتون و قهوه سريعترين راه برنزه شدن به شمار می‌رفت. يک راه ديگر که معجزه می‌کند اين است که در حال ماليدن روغن بچه به روی پوست، بر آن آب نمک پاشيد!

 

زنان ناجی غريق از مد برنزه بسيار نگران هستند چرا که زنان ساعت‌ها زير نور خورشيد دراز می‌کشند، بدون آنکه چيزی بخورند. اين کار اغلب به اختلال در گردش خون منجر می‌شود. ناجيان غريق در محل‌های شنا هميشه از بلندگو اعلام می‌کنند که بانوان بايد دست کم يک بار در ساعت دوش آب سرد بگيرند و به اندازه کافی مايعات بنوشند. آنها می‌خواهند با اين هشدار مجبور نشوند هر روز چند بار آمبولانس صدا بزنند. چند وقت پيش، جنون برنزه شدن تا آنجا پيش ‌رفت که خانم‌ها پس از کلی شنا کردن زير آفتاب، يک ساعت تمام هم روی نيمکت دراز ‌کشيدند تاحمام آفتاب بگيرند. البته چند نفر از آنها متأسفانه به شدت دچار آفتاب‌سوختگی شدند و حتی گفته می‌شود چند نفر هم جان خود را از دست دادند. هر زن ايرانی دوستی را می‌شناسد، يا دوست دوستش را، و يا دوستِ دوستِ دوستش را، که بدنش اين اندازه از آفتاب و گرما را نمی‌توانست تحمل کند. چندی پيش دولت دستور داد تمام اين نيمکت‌ها را، البته به دلايل بهداشتی، جمع کنند.

 

عمل زيبايی در ايران به يک کار روزانه تبديل شده است. هميشه و همه جا از آن حرف زده می‌شود. خيابان‌های تهران پر است از زنان و مردانی که يک چسب زخم روی بينی‌شان دارند. از آنجا که بسياری از ايرانيان دماغشان بزرگ است، عمل بينی به يکی از معمول‌ترين عمل‌های زيبايی تبديل شده است. در عين حال بزرگ کردن لب‌ها و برجسته کردن استخوان گونه‌ها و بزرگ کردن پستان‌ها نيز بسيار رايج است. رفع چربی بدن نيز بيش از پيش طرفدار پيدا می‌کند. از آنجا که عمل زيبايی با هزينه همراه است، حتی برخی پدران اتومبيل خود را می‌فروشند تا دخترشان بتواند دماغش را مانند مدل‌های مجله‌های زيبايی عمل کند.

 

آرايشگاه‌های زنانه و مردانه درايران جدا هستند. به همين دليل سالن‌های آرايش زنانه به استوديوهای زيبايی تبديل شده‌اند که زنان می‌توانند يک روز تمام در آنها بدون هر مشکلی بسر آورند. کم نيستند سالن‌های آرايش و زيبايی که حتی سه طبقه هستند زيرا اغلب پيش می‌آيد که همه مشتريان چند بار در هفته تمامی روز در آنجا می‌مانند. مثلا برای اينکه لاک ناخن‌های يک خانم بايد با لباس شب‌اش جور در بيايد. البته با اين شکل و شمايل آنها در مجالس بزم خصوصی و پنهان ظاهر می‌شوند.

 

اغلب بانوان موهای خود را مطابق الگوی غربی طلايی می‌کنند که متأسفانه با ترکيب رنگ موی زنان ايرانی، نه بلوند بلکه زرد می‌شود. از آنجا که خانم‌ها فقط می‌توانند چتری و جلوزلفی خود را از زير روسری به نمايش بگذارند، آن را با اسپری فراوان پوش می‌دهند و بالا می‌برند.

 

بالاخره همه چيز حاضر می‌شود: با پوست به شدت قهوه‌ای شده، وزنی به طور متوسط حدود چهل و پنج کيلو، آرايش خشک هاليوودی و کفش‌هايی با پاشنه پانزده سانتی واقعا هم زنان ايرانی با الگوهای غربی‌شان تقريبا هيچ تفاوتی ندارند. اما فقط تقريبا! چرا که زنان در غرب واقعا اين شکلی نيستند!

 

اشپيگل آنلاين
برگردان از الاهه بقراط
گویا

 

73020280AJ101_TehranFashion

IRAN/

 
نوشته شده در سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 12:58 بعد از ظهر توسط ع/ن| |

 

 

 

 

 

 

/فرشته اي از جنس سنگ /

حالا ديگه بزرگ شدم و به قول معروف ميتونم رو پاي خودم بايستم ،ميتونم تشخيص بدم كه دور و برم چه خبره ،مي تونم به اين فكر كنم كه فردا چه كاري رو انجام بدم و يا اين كه انجامش ندم .شواهد مي گن اگه دير برم خونه كسي برام دل واپس نمي شه ،بزرگ تر از اوني شدم كه فكر كنم مي تونم با يكي ديگه درد و دل كنم ولي واقعا برام سخته يا بهتره بگم امكان پذير نيست كه كسي ديگه جز تو بشه سنگ صبورم . براتومهم نيست كه من چه زماني رو برا درد و دل كردن با تو انتخاب  كردم اصلا به اين فكر نمي كني كه خستگي يه روز طاقت فرسا تو وجودت هست و يا اين كه خودت دنبال يه سنگ صبور  هستي ،هنوز هم مثل اون دوران كه با بچه هاي محله دعوام مي شد و شكايتشون رو پيشت مي اوردم به حرف هام گوش مي دي برات فرق نمي كنه كه من از چي شكايت دارم از اين كه زندگي شده ماشيني و بايد از صبح تا شب تلاش كني تا عقب نموني ،از اين كه آدم ها فقط دارن خودشون رو مي بينن ،از اين كه ديگه خبري از يه حس پاك نيست . اما تو اي مادر بهترين كسي هستي كه هميشه و همه جا سنگ صبورم بودي و هستي و هيچ وقت يادم نميره كه تا دنيا دنياست،اين عشق پاكم نسبت به تو مي مونه و پر تپش تر مي شه.

 

نوشته شده در پنجشنبه 20 فروردین1388ساعت 9:49 قبل از ظهر توسط ع/ن| |

آنچه در سال 1388 رخ داد و بايد رخ بدهد

 

بالاخره تعطيلات نوروزي هم تمام شدو فعاليت در سال جديد آغاز شد هر چند كه ما فعاليتمان را نصفه و نيمه از دوم فروردين شروع كرديم. اما يادش بخير قرار بود در بازي ايران و عربستان يك اتفاقاتي بيفتد و حتي آقاي رئيس جمهور هم در ورزشگاه بودند و به قول يكي از بچه ها احمدي نژاد را بيشتر از توپ فوتبال نشان دادند ولي خوب ديگر فوتبال است و هزار اتفاق اما ديشب با چند نفر از دوستان براي شام رفتيم سيحون به صرف اس پاي سي در طول مسير صف جلو سينما ايران ما را غافلگير كرد فكر كرديم دارند سيب زميني رايگان پخش مي كنند آن هم شب و در هواي باراني ولي نه مثل اينكه آنها آمده اند تا اخراجي هاي دو را ببينند و ده نمكي را غافلگير كنند به طوري كه بعد از فروش سه ميلياردي مسعود بگويد اخراجي هاي سه هم در راه است  در كنار ميز شام بحث ها گل انداخت هر چند كه بگو بخند آن  چند  نفر دختر خانم هر از چند گاهي مكالمات ما را قطع مي كرد، ولي قرار است به زودي برپاي امنيت در سطح شهر ها را به دست سپاه و بسيج بسپارند و نيروي انتظامي از مرز هاي بين المللي حفاظت كند اما در اين بين فريدون به من گفت كه سيزده سبز ه ها را گره زده تا بختش باز شود و او هم مثل الناز و محمد برود زير يك سقف زندگي كند كاپيتان هم دنبال اين بود كه در سال جديد برود دنبال هنر و از زندگيش لذت ببرد feredهم كه مثل هميشه از بدهكاري ها و بد بختي حرف مي زد از اينكه پول بنزين ندارد و يا اگر هم دارد خود بنزين را ندارد توماس هم غرق در آرزوهاش بود و باز فريدون در غم از دست دادن عشقش آه و ناله مي كرد حبيب امثال ريش گذاشته و علي هم حس كاراگاهيش گل كرده كه چرا يوسف در اولين ديدارش با بنيامين بعد از سالها زن و بچه هايش را به او معرفي نكرده  خلاصه اينكه قرار گذاشتيم امثال همه با هم تغيير كنيم مثلا feredدر سال جديد از بدهكاري نگويد ،كاپيتان واقعا برود دنبال هنرش،فريدون ديگر عاشق نشود و توماس هم از آرزوهاي عاشقانه اش بيايد بيرون ولي به نظرت واقعا مي شود كه...

نوشته شده در شنبه 15 فروردین1388ساعت 1:18 بعد از ظهر توسط ع/ن| |

هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز

نوشته شده در یکشنبه 9 فروردین1388ساعت 5:44 بعد از ظهر توسط ع/ن| |

به بهانه نزديك شدن به سال نو

1387بايد ها و نيايد ها

 

انگار همين ديروز بود كه در كنار سفره هفت سين سال نو تحويل شد و سال 1387 رو آغاز كرديم اما چه زود گذشت 365 ُرزو از عمر مون در لابلاي خاطرات زندگي گم شد و در اين بين خيلي اتفاقات افتاد و مثلا اكثريت مجلس هشتم به دست اصولگرايان افتاد و شوراي شهر هم در دست اصلاح طلبان جاي گرفت قطبي بعد از 6سال ارتش سرخ را قهرمان ايران كرد  ،احمدي نژاد دور دوم سفر هاي استانيش رو آغاز كرد!!! گلشيفته فراهاني بازيگر هاليوود شدوخسرو شكيبايي چه زود رفت  باراك حسين اوباما ريئس جمهور آمريكا شدو شعار تغيير سر داد و محمود احمدي نژاد هم بهش پيام تبريك داد!!! بازار فروش كليه از نوع مختلفش داغ داغ بود و مرد هزار چهره هم مرموز باقي موند جشنواره فجر جاي خالي مسعود ده نمكي رو احساس كرد و آب كرخه هم در گرد و غبار زندگي كم شد كردان بعد از خلع وزارتش مشاور شد وحدادعادل هم سكوت بعد ازرياستش  رو تحمل كرد كريم باقري مرد سال فوتبال ايران شد و باز هم همسر الهام دست به قلم، غزه در آتش سوخت و اعراب خاموش ،روز دانشجو در لابلاي فرياد عده اي بي رنگ و بو ماند و اينترنت 20ساله شد طرح امنيت اجتماعي اجراء و دوستي هاي خياباني ممنوع!!! شب يلدا در كنار ديوان حافظ خداحافظي كردو نمايشگاه بين المللي كتاب هم نيامده رفت. راستي چه زود گذشت و چه زود رفت ....

نوشته شده در شنبه 24 اسفند1387ساعت 3:33 بعد از ظهر توسط ع/ن| |